نخندبه حال من....!

هــــوس کردم بازم امشــــــب زیر بارون توی خیابون
به یادت اشــــک بریزم طبق معمـــول همیشه

آخه وقتــــی بارون مـــیــاد رو صورت یه عاشـــــق مثـــــل   مـــــــــن

حتی فرق اشــــک و بـــــارون دیگه مــــــعلوم نمیشــــــه


امــــــــــشــــــــب چـــــــشـــــــای مـــــــن مـــــــــثلـــــــه ابــــــرای بــــــــــهــــــاره

نــــــخنـــــــد به حال من که حــــــالـــــــم گـــریــــه داره

 




|
امتیاز مطلب : 48
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15
:: ادامه مطلب
نویسنده : ►╫SHAHIN ╫♥●•٠·˙◕‿◕
تاریخ : شنبه 27 آبان 1391
ایام محرم....!

سلام به همه دوستای خوبم.

منم این ماه روبه همتون تسلیت میگم

باارزوی بدست اوردن بهترینهاازدستان مهربان او...

"التماس دعا..."    باتشکرSHAHIN


|
امتیاز مطلب : 46
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14
نویسنده : ►╫SHAHIN ╫♥●•٠·˙◕‿◕
تاریخ : جمعه 26 آبان 1391
گل وخار....!

 

 

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج
فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست  
  ....
 
  غنچه از خواب پرید ... و گلی تازه به دنیا آمد ...   
خار خندید و به گل گفت : سلام ... و جوابی نشنید ...
خار رنجید ولی هیچ نگفت ...
ساعتی چند گذشت ... گل چه زیبا شده بود ... 
دست بی رحمی آمد نزدیک ... گل سراسیمه ز وحشت افسرد ... 
لیک آن خار در آن دست 
خزید .. و گل از مرگ رهید ... 
صبح فردا که رسید .. خار با شبنمی از خواب پرید ...
 گل صمیمانه به او گفت ..........
 سلام

 

 

 

 
چه زیباست که خاری گل دهد
و چه بی حیاست گلی که خار را دوست نداشته باشد
 
 
گل اگر خار نداشت، دل اگر بی غم بود، اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،
 زندگی ،عشق، اسارت ،قهر ،آشتی، هم بی معنا بود
 

 

 

 

 

 

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 47
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
:: ادامه مطلب
نویسنده : ►╫SHAHIN ╫♥●•٠·˙◕‿◕
تاریخ : جمعه 26 آبان 1391
عکس های عاشقانه....!

 

 


|
امتیاز مطلب : 25
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
:: ادامه مطلب
نویسنده : ►╫SHAHIN ╫♥●•٠·˙◕‿◕
تاریخ : چهار شنبه 24 آبان 1391
اینکه میگن:اب میخوریم چاق میشیم....!

 دلیل اینکه بعضی میگویند آب میخوریم چاق میشویم

«ناتو» به دلیل آلودگی آب بعضی از نقاط افغانستان درخواست حجم خیلی زیادی آب معدنی از ایران داد...
 
که بعد از ورود اولین محموله پس از آزمایش، تمام بطری های آب معدنی...
 
به دلیل وجود مواد سرطان زا به ایران عودت داده شد...
 
جالبه که خیلی ها این خبر را خواندند ولی هیچوقت به این قضیه فکر نکردند چرا بطری های آب معدنی...
 
که الان نزدیک یک دهه در ایران و بین قشر زیادی از مردم هر روزاستفاده میشود اینطور سرطان زا شناخته میشود؟
 
در اروپا آب های معدنی فقط یک هفته اعتبار دارند، ولی در ایران خیلی هفته!!!!
 
 حالا با دقت مطالب زیر را بخوانید تا متوجه شوید قضیه از چه قراره؟
 

 طبق نظر تمام حکما و علما  آب سالم، آبی است که وقتی شما آن را در یک ظرف میریزید
...
 
و در یک محیط راکد (مثل اتاق) قرار میدهید، این آب باید ظرف 48 ساعت بو بگیره و شروع کنه به گندیدن...
 
خوب حالا شما تشریف ببرید یک بطری آب معدنی بگیرید و توی یک کاسه بریزید و 6 ماه صبر کنید!
 
اصلا" 10 سال صبر کنید. می بینید که کوچکترین بوئی نمیگیره...
 
آب شیر بعضی از شهرهای ایران هم همین خاصیت عدم گندیدن و بو گرفتن را داره....
 
 دلیلش اینه که شرکت های بسته بندی آب های معدنی برای ماندگاری بیشتر آب های توی بطری، داخل آن به ازاء هر یک لیتر به اندازه نیم میلی گرم فلوراید میریزند...

که این ماده شدیدا" نگهدارنده و بدون بو هستش و برای یک بدن 100 کیلوئی خطرناک و سرطان زا است...
 

 
همین فلوراید... وقتی با آب وارد بافت بدن شما میشود، درون بافت قرار گرفته و آب خارج میگردد...
 
و بدن بصورت اتومات دور آن لایه لزج محافظ ایجاد میکند که به مرور بافت های شما بزرگتر میشود...
 
و به همین دلیل صبح ها احساس میکنید بدن شما ورم کرده یا چاق شده اید...
 
بعضی از خانمها میگویند آب میخوریم چاق میشویم! دلیل این امر وجود همین ماده میباشد...
 

 
بهترین کار برای سلامت بدن اینه که آب شرب توسط لوله کشی شهری خود را...  
در یک ظرف مسی بجوشانید و در یخچال بگذارید تا خنک شود...
 
 بعد از 45 روز میبینید که چطور بدن شما جمع و جور شده ...  و به اصطلاح وزن شما در بدنتان بطور دقیق تقسیم میشود.



:: موضوعات مرتبط: دانستنیها....! , ,
|
امتیاز مطلب : 59
|
تعداد امتیازدهندگان : 15
|
مجموع امتیاز : 15
نویسنده : ►╫SHAHIN ╫♥●•٠·˙◕‿◕
تاریخ : چهار شنبه 24 آبان 1391
فوق العاده....!

 این عکس فقط با یک حرکت قلم کشیده شده است.

 

از نوک بینی شروع شده و در پائین عکس به اتمام می رسد.

تاریخ نگارش آن در زیر عکس قابل توجه است. (1884)
          


:: موضوعات مرتبط: عکس ها , ,
|
امتیاز مطلب : 65
|
تعداد امتیازدهندگان : 18
|
مجموع امتیاز : 18
نویسنده : ►╫SHAHIN ╫♥●•٠·˙◕‿◕
تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391
مطمئناتاحالابراتون اتفاق افتاده....!
لطفا تا بارگزاری کامل تصویر منتظر بمانید...( با تشکر )
 


:: موضوعات مرتبط: عکس های متحرک....! , ,
|
امتیاز مطلب : 38
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
نویسنده : ►╫SHAHIN ╫♥●•٠·˙◕‿◕
تاریخ : دو شنبه 22 آبان 1391
گل ماه تولدشما....!

 گُل مـــاه تولد شمــا چیست؟

فروردین گل رز
گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید.
بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت!...اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است.
 
اردیبهشت گل نسترن

 
فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید.
دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید.
خجالتی هستید و قابل اعتماد. سعی می کنید از مشاجرات دوری کنید.
 
خرداد گل یاس

سفید رفتار دوستانه ای دارید.
رک گو و پر حرف بوده و همین امربه جذابیت شما می افزاید.
مانند گل یاس، همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید.
از رفتار بد دیگران سریع می گذرید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید.
 
 



:: موضوعات مرتبط: دانستنیها....! , ,
|
امتیاز مطلب : 42
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
:: ادامه مطلب
نویسنده : ►╫SHAHIN ╫♥●•٠·˙◕‿◕
تاریخ : دو شنبه 22 آبان 1391
همواره بکوش....!

 

                         



:: موضوعات مرتبط: , ,
|
امتیاز مطلب : 35
|
تعداد امتیازدهندگان : 11
|
مجموع امتیاز : 11
نویسنده : ►╫SHAHIN ╫♥●•٠·˙◕‿◕
تاریخ : دو شنبه 22 آبان 1391
دنیای روزمرگی....!

مردهرروزدیرسرکارحاضرمیشد،وقتی میگفتند:چرادیرمیایی؟*

*جواب می‌داد: یک ساعت بیشتر می‌خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته
باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی‌گیرم !*

*یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید
. . .*





* ** مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می‌زد تا
شاگردها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود*

*یک روز از پچ پچ‌های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود .
. .*





*مرد هر زمان نمی‌توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت، در زمانی که آن ها می‌خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد** و عذر می خواست*

*یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند . . .*




*مرد نشسته بود . دستی به موهای بلند و کم پشتش می‌کشید*

*به فکر فرو رفت . . .*

*باید کاری می کرد . باید خودش را اصلاح می‌کرد !*

*ناگهان فکری به ذهنش رسید . او می توانست بازیگر باشد :*

*از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاس هایش را مرتب تشکیل
می‌داد، و همه‌ی سفارشات مشتریانش را قبول می‌کرد!*

*او هر روز دو ساعت سر کار چرت می‌زد!*

*وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می‌رفت، دست هایش را به هم می‌مالید و
با اعتماد به نفس بالا می‌گفت: خوب بچه‌ها درس جلسه‌ی قبل را مرور می‌کنیم !!!*

*سفارش‌های مشتریانش** را قبول می‌کرد اما زمان تحویل بهانه‌های مختلفی می‌آورد تا کار را دیرتر تحویل دهد: تا حالا چند بار مادرش مرده بود، دو سه بار پدرش را به خاک سپرده بود و ده‌ها بار به خواستگاری رفته بود . . .*

*حالا رئیس او خوشحال است که او را آدم کرده ، مدیر آموزشگاه راضی است که استاد
کلاسش منظم شده و مشتریانش مثل روزهای اول زیاد شده اند!!!*

*اما او دیگر با خودش «صادق » نیست.*

*او الان یک بازیگر است . همانند خیلی از مردم!!!*

                               


|
امتیاز مطلب : 21
|
تعداد امتیازدهندگان : 8
|
مجموع امتیاز : 8
نویسنده : ►╫SHAHIN ╫♥●•٠·˙◕‿◕
تاریخ : 23 آبان 1391